دلفین بینی بطری معمولی

دلفین بینی بطری معمولی

نام فارسی: دلفین بینی بطری معمولی

نام انگلیسی: Bottlenose Dolphin

نام علمی: Tursiops truncatus

خانواده: دلفین ها (Delphinidae)

جمعیت: نامعلوم

پراکنش: در اقیانوس های هند، اطلس و جنوب اقیانوس آرام زندگی می کند. در ایران در خلیج فارس و دریای عمان دیده می شود.

زیستگاه: دلفین های بینی بطری در آب های گرم اقیانوس ها زندگی می کنند.

اندازه: طول بدن دلفین های بینی بطری ۲ تا ۴ متر، تعداد دندان هایشان در نیم آرواره ی بالا بین ۲۰ تا ۲۶ عدد و در نیم آرواره ی پایین بین ۱۸ تا ۲۴ عدد، و وزن آن ها حدود ۲۶۰ کیلوگرم است.

ریخت شناسی: دلفین بینی بطری معمولی جثه ای متوسط و پوزه ای نسبتا کوتاه و گرد دارد. آرواره پایینی آن کمی از آروارهٔ بالابی اشں جلوتر و رنگ بدنشاں خاکستری است. زیر شکم و پهلوها روشن تر دیده می شود.

رژیم غذایی: دلفین بینی بطری معمولی از ماهی های کوچک و بزرگ خرچنگ و میگو تغذیه می کند.

زادآوری: جفتگیری دلفین های بینی بطری ذر بهار و تابستان صورت می گیرد. نوزادان پس از یک سال به دنیا می آیند.

وضع حفاظتی: از وضع این گونه در آب های ایران اطلاع دقیقی در دست نیست ولی چنین به نظر می رسد که جمعیت آنها کاهش یافته است.

دلفین بینی بطری یکی از معروف ترین، بامزه ترین و باهوش ترین پستانداران دریایی است. دلفین ها زاد و ولد کمی دارند و هر دو سال یک بار، تنها یک نوزاد به دنیا می آورند که یک متر طول دارد. رفتارها و ویژگی های بدنی جالب دلفین های بینی بطری، زندگی آنها را بسیار جذاب کرده است.

تولید صدا به جای چشم!

دلفین ها صداهایی تولید می کنند که به کمک آنها می توانند راه خود را بیابند، شکار کنند و با هم ارتباط برقرار کنند. این جانوران با تولید این امواج و دریافت و بازتاب آنها، به وجود چیزهایی که در اطرافشان هست، پی می برند. آنها با استفاده از این روش، حرکت ماهی ها را دنبال و آنها را شکار می کنند.

دلفین ها هم اسم دارند

هر دلفین اسم مخصوصی دارد و با آن اسم صدایش می کنند. البته اسم دلفین ها مخصوص این جانوران است و تنها خودشان آن را  می فهمند چون  در حقیقت، هر اسم یک صدای سوت خاص است که برای هر دلفین تفاوت می کند.

علاقه به کشتی!

برخی دلفین ها به دنبال کردن کشتی ها و قایق ها علاقه زیادی دارند. انسان ها این کار دلفین ها را دلیلی برای دوستی آنها با انسان می دانند و فکر می کنند که این جانوران این کار را برای حفاظت از انسان ها انجام می دهند. در خلیج فارس، این گونه صحنه ها را به راحتی می توان دید.

زبان بدن!

دلفین ها موجودات باهوش و بسیار تربیت پذیری هستند و حتی می توانند زبان یاد بگیرند. زبانی که آنها یاد می گیرند، زبان بدن نام دارد. آنها با حرکات گوناگون بدن خود می توانند منظورشان را به انسان ها بفهمانند.

یک سوراخ بینی، یک عالم دندان!

دلفین ها نیز مانند نهنگ ها، به دلیل زندگی در آب تغییر شکل داده و شبیه ماهی ها شده اند. دلفین ها، درست مانند هر پستاندار دیگری، پا دارند اما در طول سال ها و برای آنکه به خوبی شنا کنند، پاهایشان بسیار کوچک شده و به سختی قابل تشخیص است. یک دلفین با سرعت ۹۰ کیلومتر بر ساعت در آب شنا می کند. یکی از تفاوت های دلفین ها و پستانداران در تعداد سوراخ های بینی شان است. دلفین ها برخلاف اغلب پستانداران فقط یک سوراخ بینی دارند. این سوراخ در زیر آب خود به خود بسته می شود. دلفین ها برخلاف نهنگ ها دندان دارند. تعداد دندان های آنها بسیار زیاد است. بعضی از انواع دلفین ها درست به اندازهٔ یک کروکودیل تا ۲۶۰ عدد دندان دارند اما برخلاف کروکودیل ها به انسان هایی که در آب در حال شنا هستند، حمله نمی کنند و بسیار دوست داشتنی و صلح طلب اند.

خویشاوندان دلفین بینی بطری معمولی

طبق آخرین بررسی های انجام شده، علاوه بر دلفین بینی بطری معمولی، ۱۱ نوع دلفین دیگر به نام های دلفین بینی بطری هندی، دلفین معمولی پوزه دراز دلفین راه راه، دلفین فرفره، دلفین فریزر، دلفین دندان ناصاف، دلفین یونس، دلفین گوژپشت، نهنگ قاتل کوتوله، نهنگ قاتل، و دلفین سیاه در آب های خلیج فارس و دریای عمان زندگی می کنند. همه این دلفین ها با وجود تفاوت های ظاهری، در بسیاری از ویژگی ها شبیه هم هستند. به احتمال زیاد، به سبب آلودگی های نفتی و کم شدن مواد غذایی، دلفین های ایران وضع مطلوبی ندارند.

نقش دلفین در طبیعت

دلفینها با تغذیه از برخی ماهی ها، خرچنگ ها و میگوها، به تعادل جمعیت آنها در محیط های آبی کمک زیادی می کنند. انسانها با تربیت کردن دلفین ها، از آنها در سیرک ها برای اجرای نمایش استفاده می کنند.

نهنگ بزرگ

نهنگ بزرگ

نام فارسی: نهنگ بزرگ / نهنگ آبی

نام انگلیسی: Blue Whale

نام علمی: Balaenoptera musculus

خانواده: وال ها (Balaenopteridae)

پراکنش: در همه اقیانوس ها پراکنده است و در ایران در خلیج فارس و دریای عمان دیده می شود.

زیستگاه: محل زندگی نهنگ بزرگ در آب های گرم اقیانوس هاست.

اندازه: طول بدن نهنگ بزرگ ۲۲٫۵ تا ۲۴ متر، شیارهای زیر گلویش ۵۵ تا ۹۰ عدد تیغه های دهانی در هر طرف ۲۷۰ تا ۴۰۰ عدد و وزن آن ۸۰ تا ۱۸۰ تن است.

ریخت شناسی: سری نسبتاً کوچک دارد. سوراخ های بینی اش در بالا و عقب سر قرار گرفته اند. چشم ها در دو طرف سر و بالای گوشهٔ دهان است. در ناحیه سینه و شکم جانور تعدادی شیارهای طولی کم عمق و باریک دیده میشود که به سبب چسبیدن گیاهان میکروسکوپی دریایی به آنها، زیر بدنش زردرنگ به نظر می رسد. رنگ پشت و شکم نهنگ بزرگ، آبی تیره با خال های خاکستری و سفید است و بالهٔ پشتی کوچکی در قسمت انتھایی بدنشں قرار دارد. اندازهٔ باله سینه ای یک هفتم طول بدن، قسمت زیر آن سفیدرنگ و سقف دهان و تیغه های دندانی سیاهرنگ است.

رژیم غذایی: نهنگ بزرگ از موجودات ریز آبی (پلانکتون ها) و سخت پوستانی مانند خرچنگ و میگو تغذیه می کند.

زادآوری: نهنگ های بزرگ در زمستان جفتگیری می کنند و نوزادان پس از  تقریبا یکسالی به دنیا می آیند.

وضع حفاظتی: از وضع این گونه در آب های ایران اطلاع دقیقی در دست نیست ولی به نظر می رسد که جمعیت آنها به شدت کاهش یافته است

نهنگ بزرگ، بزرگترین حیوانی است که روی کره زمین زندگی می کند. این حیوان غول پیکر با وجود جثه بزرگ، از ریزترین موجودات آبزی تغذیه می کند.

ماهی یا پستاندار؟

نهنگ ماهی نیست، در حقیقن، باله های جلویی آن همان پاهای جلویی اجدادش است که هنوز هم پنج انگشت دارد و امروزه فقط برای جلوگیری از غلتیدن جانور و نیز راندن آن به جلو به کار می رود. حرکت نهنگ با انتهای دم بسیار بزرگ افقی اش صورت می گیرد که به جلو می رود و با عضله های بسیار قوی، به بالا و پایین ضربه وارد می کند، این حرکن درست مثل پارو زدن شخصی است که در عقب قایق نشسته است. همه ی اعضای عقبی بدن نهنگ از بین رفته اند، به جز یک استخوان ساق پا، که ۲۵ سانتی متر طول دارد و در انبوه گوشت بدون اینکه به ستون فقرات متصل باشد، در انبوه گوشت فرو رفته است. نهنگ ها به دلیل اینکه سراسر زندگی خود را در آب می گذرانند، در طول سال های طولانی، به صورت ماهی تغییر شکل داده اند.

بزرگترین حیوان روی کره زمین

بدن نهنگ، مانند حیوانات خشکی، از ستون فقرات آویخته نیست؛ زیرا آب اطراف، سنگینی بدن آن را نگه میدارد. نهنگ به راحتی روی آب حرکت و شنا می کند و می تواند سنگینی وزن خود را که به چند تن می رسد به راحتی تحمل کند. نهنگ ها با سرعت ۲۲ کیلومتر بر ساعت و در هنگام اضطراری با سرعت ۹۸ کیلومتر بر ساعت شنا می کنند. آنها معمولا ۸ تا ۱۶ شیرجه ی سطحی (که هریک ۱۵ ثانیه طول می کشد) و پس از آن، یک شیرجه عمیق نیم ساعته می زنند. نهنگ های آبی بسیار بزرگ اند به طوری که قلبشان به اندازه یک ماشین سواری، وزن زبانشان به اندازه وزن یک فیل و دمشان به اندازه یک هواپیمای کوچک است. نوزادان نهنگ ها هم خیلی بزرگ اند، یک نهنگ نوزاد هنگام به دنیا آمدن ۷ متر طول و نزدیک به ۳۹۰ کیلوگرم وزن دارد. این نوزاد غول پیکر تا ۷ ماهگی روزانه ۶۰۰ لیتر شیر می نوشد در این سن طول بچه نهنگ به ۱۶ متر می رسد.

تیغه های شاخی به جای دندان!

نهنگ ها دندان ندارند و به جای دندان، تیغه های شاخی مثلثی شکل بلند و مژک داری به تعداد زیاد از سقف دهانشان آویزان است. آنها برخلاف جثه بزرگشان، از موجودات بسیار ریز آب تغذیه می کنند؛ به این ترتیب که ابتدا دهانشان را باز می کنند تا تعداد زیادی از موجودات ریز آب وارد آن شوند. آنگاه با بیرون دادن آب و فیلتر کردن آن، مواد غذایی را به کمک تیغه های شاخی و مژک ها در دهانشان نگه می دارند و از آن تغذیه می کنند.

فواره نهنگ ها!

مجرای تنفسی نهنگ در حقیقت یک سوراخ تنفسی است که در بالن های لاستیکی منتهی می شود. وقتی نهنگ در آب غوطه می خورد، سوراخ های بینی اش بسته می شود. وقتی نهنگ در آب غوطه می خورد، سوراخ های بینی اش بسته می شوند و هوای ذخیره شده. این امکان را فراهم می آورد که جانور حتی تا یک ساعت هم زیر آب بماند. وقتی نهنگ برای دریافت هوای تازه به سطح آب می آید، عطسه های شدید و رعد آسای او، فواره ای تماشایی را به وجود می آورند. این صداهای رعد آسا تا مسافت ۱٫۵ کیلومتری نیز به گوش می رسند. عطسه ی نهنگ در اثر گرمای متصاعد شده از شش بزرگ این حیوان است که در تماس با هوای سرد، بخار شده است؛ درست مثل نفس گرم انسان در یک روز سرد زمستانی که به صورت بخار مشاهده می شود.

خویشاوندان نهنگ بزرگ

علاوه بر نهنگ بزرگ، ۴ نوع نهنگ دیگر در ایران زندگی می کنند که نهنگ براید. نهنگ باله پشتی، نهنگ خاکستری و نهنگ گوژپشت نام دارند. نهنگ بزرگ، بزرگترین نهنگ است.

نقش نهنگ در طبیعت

نهنگ بزرگ با تغذیه از پلانکتون ها و جانوران کوچک دریایی، مانند برخی میگوها و ماهی ها در کنترل جمعیت این موجودات در محیط آبی نقش مهمی دارد.

پازن

پازن

نام فارسی: کلی (نر) و بز (ماده)/ پازَن بز کوهی

نام انگلیسی: Wild Goat

نام علمی: Capra aegagrus

خانواده: گاوسانان (Bowidae)

جمعیت: تامعلوم

پراکنش: در پاکستان، افغانستان. ترکمنستان، ترکیه، یونان و قفقاز دیده می شود و در ایران در همهٔ نقاط به جز مناطق کویری مرکزی پراکنده است.

زیستگاه: پازن ها در مناطق کوهستانی و صخره ای (تا ارتفاعات ۴هزار متری) زندگی می کنند.

اندازه: طول بدن پازن ها ۱۲۰ تا ۱۶۰ ساتتی متر، طواں دمش ۱۲ تا ۱۵ سانتیمتر ارتفاع بدنش ۶۵ تا ۹۵ سانتیمتر وزن نرها ۷۰ تا ۱۲۰ کیلوگرم و وزن ماده ها ۵۰ تا ۵۵ کیلوگرم است.

ریخت شناسی: جثه ای تنومند دمی سیاه و پاهایی کوتاه دارد. نرها شاخه های گره دار و بلندی دارند که طول آنها به ۱۵۰ سانتیمتر می رسد اما شاخ ماده ها بسیار کوتاهتر است. نرها ریشی بلند و سیاهرنگ، و نوار تیره ای روی پشت و شانه دارند که در ناحیه سینه پهن می شود و به صورت طوق درمی آید. رنگ بدن پازن با بالا رفتن سن تغییر می کند. جوان ها بدنی مایل به خاکستری دارند و بالغ ها در زمستان کرم رنگ اند.

رژیم غذایی: پازن ها از علوفه و بوته ها تغذیه می کنند.

زادآوری: جفت گیری کل و بز در پاییز صورت می گیرد و نوزادان ۱۶۰ روز بعد به دنیا می آیند.

وضع حفاظتی: جمعیت این گونه در بیشتر نقاط کشور رو به کاهش است.

مهارت پازن ها در بالا رفتن از صخره های سخت گذر بسیار شگفت انگیز است؛ به همین سبب، به آنها «سلطان صخره ها» می گویند. پازن های نر، که کل نامیده می شوند، شاخ هایی بلند و شمشیر مانند و ریشی سیاه رنگ دارند.

اجداد بزهای اهلی

نام دیگر کل و بز پازن (پازن صفت فاعلی از مصدر مرکب پازدن) است. هنگام بالا رفتن و پایین پریدن این جانور از صخره ها، از برخورد پاهایش به هم و به صخره ها، صداهایی ایجاد می شود؛ به همین سبب به آن پازن می گویند. کل ها و بزها از اجداد بزهای اهلی هستند و می توانند با آنها جفت گیری کنند اما ویژگی هایی مانند شاخ های بلند و شمشیرمانند، آنها را از بزهای اهلی جدا می کند.

سلطان صخره ها!

کل و بز سلطان صخره ها هستند. تقریبا هیچ حیوان دیگری نمی تواند مثل آنها روی صخره ها حرکت کند و پایین نیفتد. بدن این جانوران طوری شکل گرفته است که به راحتی می توانند از صخره های سخت گذر بالا بروند. پاهای کوتاه، سنگین بودن قسمت جلویی بدن، و ساختمان خاص سم های پازن ها باعث می شود که آنها در هنگام بالارفتن و پایین پریدن از صخره ها، تعادل خود را به خوبی حفظ کنند و چهاردست و پا روی نقطه ای به اندازه یک سکه ۱۰ تومانی، به راحتی بایستند و نیفتند!

شاخ همه کاره!

شاخ در پازن های نر و ماده متفاوت است. ترها، که کل نامیده می شوند، شاخ های بلند گره دار، و زیبایی دارند که مانند شمشیر به طرف عقب بدنشان متمایل شده و به صورت نیم دایره است. ماده ها نیز شاخ هایی بسیار ساده و کوتاه دارند. شاخ ها وسیلهٔ دفاعی کل ها در هنگام جفت گیری هستند. در این زمان، نرها برای به دست آوردن ماده ها با هم به سختی جدال می کنند. ضرباتی که این حیوانات در هنگام جنگیدن با شاخ هایشان به هم می زنند، معمولاً به سطوح جلویی شاخ ها ( ۱/۳ نخستین آن ها) وارد می شود.

تشخیص سن از روی شاخ

سن پازن های نر را از روی شاخ آنها می توان تشخیص داد. هر سال که از سن پازن ها می گذرد، بر طول شاخ و قطر آن افزوده می شود و بر اثر این رشد، روی شاخ ها برجستگی های مشخصی باقی می ماند که به آنها «گره» می گویند. با شمردن این گره ها، می توان سن پازن ها را حدس زد. رشد شاخ در سال های اول زندگی پازن، زیاد است ولی با افزایش سن و معمولا بعد از ۷ سالگی، رشد آنها کم می شود. شاخ ها همچنین در زمستان رشد نمی کنند ولی گره های آنها رشد می کنند و بزرگ می شوند.

پازن و شکارچیان

کل ها و بزها با جثه نسبتا بزرگ، از جانوران مورد علاقه شکارچیان هستند و از همین رو، تعداد آنها، مانند بقیه سم داران ایران، در حال کم شدن است. به دلیل وابستگی پازن ها به صخره ها و مشخص بودن محل زیست محدود آنها، شکارچیان به راحتی آنها را پیدا و شکار می کنند. پازن ها در مناطق صخره ای قادر به فرار و حرکت سریع اند اما در مناطق صاف، توانایی فرار سریع و دفاع از خود را ندارند. برخی شکارچیان از این خصوصیت استفاده می کنند و با رم دادن این جانوران به دشت، به شکار آنها می پردازند. یکی دیگر از خصوصیات پازن ها، که باعث از بین رفتنشان می شود، این است که هنگام فرار گاهی می ایستند و به پشت سر خود نگاه می کنند. این کار فرصت مناسبی در اختیار شکارچیان می گذارد که آنها را شکار کنند.

مهاجرت سالانه

پازن ها در مناطق کوهستانی زندگی می کنند. اما مهاجرت سالانهٔ منظمی دارند و در فصل های متفاوت آنها را در ارتفاعات گوناگونی می توان دید. با فرارسیدن زمستان، گله های پازن ها به طرف دامنه های کوه می روند، که برف ندارد، و در آنجا از بوته ها تغذیه می کنند. با گرم شدن هوا، آنها به سمت ارتفاعات می روند تا از گیاهان سبز و تازه تغذیه کنند.

ساعت کاری پازن ها

کل و بز روزگردند ولی گاهی شب ها نیز به چرا می پردازند. روزگرد بودن بدین معناست که بیشترین فعالیت آنان در ساعات اولیه صبح، قبل و بعد از طلوع، صورت می گیرد. اواسط روز آنها بیشتر نیمه خواب و در حال استراحت اند و پس از غروب آفتاب مجددا شروع به غذا خوردن می کنند. ظاهرا با کاهش دما و بارش برف، این روند تغییر می کند و کل و بز در اواسط روز (ظهرها) غذا می خورند و بقیهٔ روز را به استراحت میپردازند.

غذای پازن ها

کل و بزها از علوفه، بوته ها و برگ درختان تغذیه می کنند. علاوه بر گیاهان علفی و بوته ای،کل و بزها شاخ و برگ درختان و درختچه هایی نظیر ارس و بادام کوهی را نیز می خورند. بزها نسبت به کل ها مواد مغذی تری می خورند و زمان بیشتری را نیز صرف چریدن و غذا خوردن می کنند؛ زیرا در طول فصل زایمان و شیردهی به انرژی زیادی نیاز دارند. از آنجا که نرها جثه بزرگ تری دارند، باید بتوانند با جذب بیشتر مواد مغذی کمتر خوردان را جبران کنند.

نقش پازن در طبیعت

کلها و بزها طعمه های بسیار مناسبی برای گوشتخواران به شمار می روند و اگر جمعیت آنها کم شود، نسل گوشتخواران منقرضی خواهد شد.

گوسفند وحشی اوریال

گوسفند وحشی اوریال

نام فارسی: قوچ (تر) و میش (مادہ) اوریال/ گوسفند وحشی اوریال

نام انگلیسی: Urial

نام علمی:  Ovis orientalis arkal

خانواده: گاوسانان (Bovidae)

پراکنش: در ایران، پاکستان، کشمیر، شمال غربی هندوستان، افغانستان، تاجیکستان ازبکستان، قزاقستان و ترکمنستان پراکنده است. در ایران در شمال خراسان رضوی. خراسان شمالی، شرق گلستان و شمال شرق استان سمنان دیده می شود.

زیستگاه: گوسفند وحشی اوریال در مناطق کوهستانی و تپه ماهوری زندگی می کند.

اندازه: طول بدن این جانور ۱۱۰ تا ۱۴۵ ساتتی متر. طول دمش ۱۲ تا ۱۵ سانتی متر ارتفاع بدنش ۱۰۰ سانتی متر و وزن آن ۲۵ تا ۸۷ کیلوگرم است. گوسفند وحشی اوریال بزرگترین قوچ و میش ایران است.

ریخت شناسی: گوسفند اوریال بدنی کشیده و استوانه ای دارد. نرها شاخ های بلندی دارند که گاهی طول آنها به ۱۱۸ سانتیمتر میرسد. این شاخ ها ضخیم و حلزونی شکل هستند و مقطع آنها مثلثی است. این پستاندار موهای نسبتاً کوتاهی به رنگ زرد شنی تا قهوه ای دارد و زیر بدنش سفید رنگ است. موهای بلند و سفید رنگی در ناحیهٔ گلو و سینهٔ این حیوان دیده می شود.

رژیم غذایی: گوسفند اوریال از علوفه و بوته ها تغذیه می کند.

زادآوری: جفتگیری قوچ و میش در اواخر پاییز صورت می گیرد و نوزادان پس از  ۵٫۵ ماه به دنیا می آیند.

وضع حفاظتی: این گونه در ایران، جمعیت آسیب پذیری دارد و با ادامه ی روند کنونی، در خطر انقراض قرار خواهد گرفت.

گوسفند وحشی اوریال یکی از ۵ نژاد گوسفندهای وحشی ای است که در ایران زندگی می کنند. این حیوان بزرگترین گوسفند وحشی ایران است. گوسفندهای وحشی شاخ هایی بلند، ضخیم و حلزونی شکل دارند و مشخصه بارز آنها روییدن موهای بلند و سفیدرنگی در ناحیه گلو و سینه شان است که مانند ریش به نظر می آیند.

اجداد گوسفند اهلی

قوچ و میش یا گوسفند وحشی، از اجداد گوسفندهای اهلی هستند و می توانند با آنها جفت گیری کنند. هزاران سال پیش تعدادی قوچ و میش به دست انسان ها رام شدند و گوسفندهای اهلی به وجود آمدند.

مهاجرت های ارتفاعی

گوسفندهای وحشی در فصل بهار به ارتفاعات بالاتر مهاجرت می کنند که شاید به دلیل آغاز رویش بهاره علف ها در ارتفاعات باشد. آنها تابستان را هم در همان ارتفاعات بالا می گذرانند. گله ها برای دوری از گرمای تابستان، دامنه های شمالی با شیب ملایم را برای استراحت انتخاب می کنند تا علاوه بر استفاده از خنکی آنجا، از حشره های موذی هم در امان باشند. با آغاز فصل پاییز گله های گوسفند وحشی به مناطق کم ارتفاع تر و دره ها و گودی ها پناه می برند؛ زیرا از این زمان به بعد، یعنی در طول دو فصل پاییز و زمستان که هوا سرد است، نیاز به آب کمتر می شود. به علاوه، علف ها بیشتر در گودی ها و مناطق کم ارتفاع رشد می کنند. گوسفندهای وحشی برای مهاجرت به ارتفاعات، مسیرهایی سنتی دارند.

ساختار اجتماعی

گوسفند وحشی به صورت گروهی زندگی می کند. معمولا میش ها، بره ها و نرهای جوان با هم و جدا از گله های مسن تر مشاهده می شوند. نرها از ۳ تا ۹ سالگی از گله ی ماده ها و بره ها جدا می شوند و در گروه هایی جداگانه زندگی می کنند، بنابراین، جدایی نرها از ماده ها پدیده ای مرتبط با سن و تدریجی است. معمولا. گله ها در طول فصل جفتگیری مخلوط می شوند و بعد از آن، قوچ ها گله های ماده ها، بره ها و جوان های نابالغ را ترک می کنند.

نژادهای گوسفند وحشی در ایران

علاوه بر گوسفند وحشی اوریال، نژادهای گوناگونی از قوچ و میش در ایران زندگی می کنند که هم در ظاهر و هم از نظر تعداد کوموزوم ها با هم تفاوت دارند. این نژادها عبارتند از:

۱. قوچ و میش ارمنی: در تپه ماهورها و مناطق استپی شمال غربی و جنوب غربی دیده می شوند. در زیر گلو و سینه آنها ریش و موهای زیر کوتاهی به رنگ قهوه ای تا سیاه دیده می شود. ماده ها شاخ ندارند یا شاخ های آنها بسیار کوچک است. قوچ های ارمنی در ناحیه کمر لکه سفیدرنگی دارند که در اصطلاح به آن «آلاکمر» می گویند.

۲٫ قوچ و میش اصفهان: در قسمت های جنوب اصفهان و قسمتی از چهارمحال و بختیاری زندگی می کنند. از ویژگی های بارز این قوچ و میش این است که رنگ بدنشان تیره تر از سایر قوچ هاست و دست ها و پاها، و پوزه آنها سفید است.

۳. قوچ و میش لارستانی: کوچکترین قوچ و میشی ایران اند. نوک شاخ آنها به موازات گردن انحنا دارد و میش ها اغلب شاخ دارند. این قوچ ها در هرمود فارس زندگی می کنند.

دورگه های گوسفند وحشی ایران

در بسیاری از نقاط ایران، نژادهای گوناگون قوچ با هم آمیزش کرده و دورگه های متفاوتی را به وجود آورده اند. این جانوران در ظاهر شبیه به هر دو نژادی هستند که با هم آمیزش کرده اند ولی از نظر تعداد کروموزوم با آنها متفاوت اند. دورگه های معروف گوسفندهای وحشی ایرانی عبارت اند از:

۱. قوچ و میش البرز مرکزی: از آمیزش گوسفندهای وحشی اوریال و ارمنی به وجود آمده اند. آنها در محدوده شرقی پراکندگی خود، به گوسفند وحشی اوریال شباهت بیشتری دارند و در محدودهٔ غربی، به قوچ ارمنی شبیه ترند.

۲. قوچ و میش کرمان: از آمیزش گوسفندهای وحشی لارستان و اوریال به وجود آمده اند. شاخ های آنها شبیه قوچ اوریال است. در ناحیه گردنشان هم موهای سیاه و نسبتا بلندی مشاهده می شود. میش ها معمولاً شاخ های کوتاهی دارند.
در کشور ما، علاوه بر نژادها و دورگه های ذکر شده، گوسفندهایی وحشی زندگی می کنند که به دلیل کمبود اطلاعات، نمی توان در مورد آنها قاطعانه اظهار نظر کرد.

نقش گوسفندهای وحشی در طبیعت

گوسفندهای وحشی طعمه های بسیار مناسبی برای گوشتخواران به شمار می روند و اگر جمعیت آنها کم شود، نسل گوشتخواران در معرض خطر انقراض قرار می گیرد.

آهو

آهو

نام فارسی: آهو

نام انگلیسی: Goitered Gazelle

نام علمی: Gazella subgutturosa

خانواده: گاوسانان (Bovidae)

جمعیت: نامعلوم

پراکنش: در عربستان، پاکستان، تبت تا مغولستان، ترکمنستان و ترکیه زندگی می کند. در ایران در قزوین، زنجان، اصفهان، تهران، فارس، کرمان، سیستان و بلوچستان، خراسان، خوزستان، لرستان، همدان، کردستان، سواحل خلیج فارس و جزیره های خارک و کیش پراکنده است.

زیستگاه: آهو در مناطق استپی و بیابانی زندگی می کند

اندازه: طول بدن آهو ۹۰ تا ۱۱۵ سانتیمتر، طول دم آن ۱۵ تا ۲۰ سانتی متر، ارتفاع بدنش ۶۰ تا ۸۰ سانتی متر و وزن آن ۱۸ تا ۳۳ کیلوگرم است.

ریخت شناسی: آهو جثه ای متوسط، دمی کوتاه، دست ها و پاهایی بلند و ظریف، گوش هایی بلند و کشیده، شاخ هایی نسبتاً بلند، و برآمدگی گواتر مانندی به خصوص در فصل جفت گیری در زیر گلو دارد. رنگ بدنش قهوه ای روشن مایل به نخودی و زیر بدنش سفید است. دو نوار تیره رنگ از زیر چشم ها تا گوشه ی لب های آن امتداد دارد.

رژیم غذایی: آهو از علوفه و بوته ها، به خصوص درمنه و غلات، تغذیه می کند.

زادآوری: جفت گیری آهوها در مناطق گرم در اوایل پاییز و در مناطق سرد، در اواخر این فصل صورت می گیرد. نوزادان پس از ۵٫۵ ماه به دنیا می آیند.

وضع حفاظتی: جمعیت این گونه در بیشتر مناطق کشور رو به کاهش است.

آهو یکی از ظریف ترین، زیباترین و معروف ترین گیاهخواران سم دار ایران است که در مناطق استپی و بیابانی زندگی می کند. آهوها برای تحمل شرایط دشوار مناطق خشک و بیابانی، ویژگی های بدنی خاصی پیدا کرده اند.

دوندگان بیابان

آهوها بیشتر در بیابان های شنی و رسی زندگی می کنند. دست ها و پاهای بلند آنها سبب می شود که به سرعت در میان دشت ها بدوند و از چنگ دشمنان بگریزند. آهوها می توانند با سرعتی در حدود ۸۰ کیلومتر بر ساعت بدوند.

آهو در حالت عادی، هنگامی که مزاحمتی برایش فراهم نشده است، با گردنی آزاد به سمت جلو، نوک بینی به طرف پایین، گوش ها راست، و دم به سمت پایین و آویزان راه می رود. هنگام تغذیه یا حرکت، دم آن پی در پی تکان می خورد تا مگس و دیگر حشره های مزاحم را دور کند.

اگر آهو احساس خطر کند، گردنش را راست نگه می دارد، سرش را بالا می گیرد و دمش را پیوسته تکان می دهد و در این حالت، به سایر اعضای گله هشدار می دهد. آهو در این حالت فرار نمی کند بلکه با پاهای کشیده و در حالی که گوش ها و دم خود را بالا گرفته است، حرکت می کند، به تناوب می ایستد و به سوی منبع خطر نگاه می کند. اگر منبع خطر نزدیک تر شده باشد، با خارج کردن هوا از بینی خود، صدای سوت مانندی تولید می کند و سپس با پرش های بلند زیگزاگ مانند، پا به فرار می گذارد.

شاخ های منحصر به فرد

آهوهای نر شاخ دارند. این شاخ ها بسیار زیبا و از رو به رو شبیه به چنگ اند. شاخ ها در قاعده خیلی به هم نزدیک اند اما به تدریج دور انتها کمی به طرف داخل متمایل شده و شبیه S است. هر شاخ۲۰ تا ۲۷ حلقه دارد. شاخ آهوها دائمی، همیشه سخت و بدون شاخه است و تنها یک بار می روید. آهوی ماده شاخ ندارد؛ اگر هم داشته باشد، طول آن از ۵ سانتی متر تجاوز نمی کند. آهوهای ماده از نظر جثه از آهوهای نر کوچک ترند.

ذخیره کردن چربی

از آنجا که آهوها در مناطق خشک، که منابع آبی محدود است، زندگی می کنند، بیشتر آب مورد نیاز خود را از طریق گیاهان به دست می آورند. بنابر یافته های پژوهشگران، آهوهایی که در شرایط سخت و خشک کویری، مانند خشکسالی، قرار گرفته اند، ذخیره چربی بیشتری در مغز خود دارند. به احتمال زیاد، آهوها این میزان چربی را به این دلیل ذخیره می کنند که مغزشان در هنگام کم آبی و کم غذایی، دچار کاهش فعالیت های سوخت و سازی (متابولیک) نشود.

زندگی روزانه آهوها

آهوها روزفعال اند. آنها در فصل تابستان بیشتر فعالیت های خود را، که شامل خرامیدن و چریدن است، هنگام عصر و اوایل صبح انجام می دهند. سپس در حوالی ظهر، سوراخ بیضی شکلی در زمین حفر می کنند و در آن به استراحت می پردازند. دمای این سوراخ ها در هنگام ظهر کمتر است. در فصل زمستان از میزان استراحت آهوها در هنگام ظهر کاسته می شود. در این زمان، آنها ظهرها هم به چریدن ادامه می دهند و شب ها به استراحت می پردازند.

زندگی اجتماعی

آهوها حیواناتی اجتماعی هستند و به صورت گروهی زندگی می کنند. در تابستان، گروه های آنها کوچک و شامل ۲ تا ۵ آهوست اما در زمستان تعداد افراد هر دسته افزایش می یابد و حتی به ۲۰۰ رأس در یک گله هم می رسد. دسته های آهو در فصل زمستان روزانه ۱۰ تا ۳۰ کیلومتر راه میروند ولی این مسافت در تابستان تا ۱/۱۰ این میزان کاهش می یابد.

آهوی گواتردار!

نام دیگر آهوی ایرانی آهوی گواتردار است. دلیل این نامگذاری آن است که در فصل تولید مثل، زیر گلوی آهوی ایرانی متورم می شود. در این فصل، آهوها برای خود قلمرو درست می کنند و مقداری از سرگین هایشان را در مرز قلمروها و در مکان هایی ویژه قرار می دهند که نشان دهنده مالکیت آنهاست. آهوهای نر با ترشحات غده های واقع در سم و انتهای بدن خود، مرز قلمروها را نشانه گذاری می کنند.

خویشاوندان آهوی ایرانی

در ایران، علاوه بر آهوی ایرانی ۲ نوع آهوی دیگر به نام های جبیر و آهوی کوهی زندگی می کنند. جبیرها به آهوی ایرانی شباهت زیادی دارند اما تفاوت ظاهری آنها در شاخ ها و جثهٔ کوچکترشان است. شاخ های جبیر نر نازک، بلند، بدون انحنا و کمی از هم باز شده است و حلقه های برجسته ای دارد. در ماده ها، شاخ ها بلند و محکم اند و طول آنها به طول شاخ نرهاست. جبیرها، بر خلاف آهوها، تک تک یا در گروه های کوچک زندگی می کنند. آنها در مقایسه با آهوها در برابر کمبود آب طاقت بیشتری دارند و بیشتر آب مورد نیاز بدن خود را با خوردن گیاهان به دست می آورند؛ در نتیجه، در مناطق بسیار گرم کویری و در شرایطی که بیشتر جانوران قادر به زندگی نیستند، به خوبی زندگی می کنند.

آهوی کوهی تا به حال فقط در جزیره فارور در خلیج فارس دیده شده و بنابر بعضی شواهد، از پارک ملی کویر به آنجا برده شده است. زیستگاه آهوی کوهی پوشیده از گیاه آکاسیاست که جانور از آن تغذیه میکند.

آهوی ایرانی، که سنگین وزن تر است، نزدیک به زمین می دود و گاه گاه یک جهش کوچک دارد ولی جبیر و آهوی کوهی در هنگام فرار، پرش های بلند و اغلب زیگزاگی دارند.

نقش آهو در طبیعت

آهوها طعمه های بسیار مناسبی برای گوشتخواران هستند و اگر تعداد آنها کاهش یابد، نسل گوشتخواران هم منقرض می شود.

instagram animalha instagram animalha telegram animalha

مجوزها

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی