زخم کف سم در گاو شیری

زخم کف سم در گاو شیری

خسارت بارترین علت لنگش، زخم کف سم می باشد هزینه تخمین زده شده برای دامدار در حدود ۹۶۰ دلار به ازای هر مورد می باشد دلیل این هزینه بالا عوارض شدیدی است که این جراحت را دنبال می کند که شامل کاهش باروری، کاهش تولید شیر، دور ریختن شیر بدنبال استفاده از آنتی بیوتیک و زمانی که کارگر با گاو لنگ صرف می کند و حذف پیش از موعد  موارد پیشرفته می باشد. این ضایعه معمولا ۲۸ درصد لنگش ها در نظر سنجی انگلیسی را به خود اختصاص می دهد.

تعریف: زخم کف سم بعنوان جراحت خاص واقع شده در ناحیه ای از تقاطع پاشنه و کف سم، و معمولا نزدیک تر به دیوار محوری می باشد که آسیب به کوریوم همراه با نکروز و خونریزی موضعی است.بافت شاخی کف سم و خط سفید به وسیله کوریوم تولید می شود بنابراین آسیب به کوریوم تغییر اولیه ای است که منجر به تولید بافت شاخی با کیفیت ضعیف شده و نهایتا به عنوان زخم کف سم و اختلالات خط سفید ظاهر می شود.در اکثر متون، اصطلاح لمینایتیس (التهاب بافت مورق سم) اغلب برای التهاب کوریوم استفاده می شود در حالیکه عواملی که باعث التهاب کوریوم می شوند تمام کوریوم خصوصا پاپیلاری کوریوم از کف سم، جایی که هیچ لامینایی وجود ندارد را درگیر می کنند. از این رو استفاده از اصطلاح لمینایتیس در گاو صحیح نیست وهنوز ثابت نشده آیا لمینایتیس به عنوان یک ماهیت تنها در گاو اتفاق می افتد؟ و اصطلاح کلی تر کوریوسیس (آسیب به کوریوم) ترجیح داده می شود. کوریوسیس می تواند به علت ضربه، عفونت، عدم تعادل تغذیه ای بخصوص در شرایط تغذیه اضافی یا سمی و معمولا به علت ترکیبی از دلایل بالا اتفاق می افتد. همه این ها سبب تولید بافت شاخی با کیفیت بد و با احتمال لنگش در زمانی که بافت شاخی با کیفیت بد به سطح تحمل وزن در کف سم می رسد.

(Ossent 1995) سه مرحله در بیماریزایی زخم کف سم و بیماری خط سفید به عنوان یک نتیجه ای از آسیب به کوریوم (کوریوسیس) توصیف کرد:
*         قطع جریان خون در داخل کوریوم به دریافت اکسیژن ضعیف بافت اپیدرمی و سنتز ضعیف کراتین منجر می شود.
*        معلق بودن لامینا درداخل سم از بین می رود و استخوان پدالی در داخل سم پائین می رود.
*        فشردگی کوریوم خصوصا زیر برجستگی خم کننده از استخوان پدالی پائین آمده منجر به نکروز ایسکمیک بیشتر کوریوم می شود و تولید بافت شاخی قطع شده و متعاقبا یک زخم کف سم ایجاد می شود.

معتقدند که مواد وازواکتیو  مانند هیستامین و / یا اندوتوکسین که در جریان اسیدوز آزاد می شود باعث فلج شدن عروق کوریوم شده در نتیجه خون داخل عروق کوریوم ساکن شده و عروق کوریوم نفوذ پذیرتر می شود وهنگامی که استخوان پدالی در داخل سم پائین می آید روی کوریوم فشار بیشتری وارد کرده و باعث ترومبوس  (تشکیل لخته) و قطع جریان خون، کمبود اکسیژن  شده و نکروز کوریوم اتفاق می افتد.
این مواد همچنین باعث باز شدن شانت های سرخرگی – سیاهرگ  شده در نتیجه به بدتر شدن وضعیت کمک می کند.(۵،۶)
لازم بذکر است که ابتدا اتصال لامینا و لاملا در دیوار سم از بین رفته و بعد استخوان پدالی در داخل سم پائین آمده و باعث فشردگی کوریوم می شود.
خونریزی در کف سم اغلب به عنوان ضرب دیدگی (له شدگی) شناخته می شود واین ممکن است یک اصطلاح درست باشد اما باید به خاطر داشته باشیم که ضرب دیدگی اتفاق افتاده نتیجه آسیب به کوریوم در یک تا دو ماه  قبل می باشد و این همان زمانی است که بافت شاخی که اکنون در سطح کف سم می باشد تولید شده بود.
قوام طبیعی جعبه شاخی را می توان به قوام بتون مثال زد و اثر مخلوط شدن سرم یا خون با بافت شاخی مشابه مخلوط کردن خاک اره با بتون می باشد که باعث ضعیف تر شدن بافت شاخی به طور قابل ملاحظه ای می شود بخصوص برای خط سفید که به طور ارثی ساختار ضعیفی می باشد.  در محل شناخته شده برای زخم کف سم ممکن است آنقدر ضعیف شود که قوام  خاک اره خالص (بخاطر خونریزی زیادی که اتفاق می افتد) داشته باشد.
تمام فرایند شبیه به تغییراتی است که در یک ناخن انگشت صدمه دیده اتفاق می افتد نقاط خونریزی ابتدا در کوریوم در تقاطع پوست و ناخن ظاهر میشود و سپس به آرامی که ناخن رشد می کند به انتهای پایینی در طول ماه های بعد می رسد.
لبه شکمی – محوری از استخوان پدالی،کمانی شکل است. استخوان پدالی بوسیله لامینا در داخل سم معلق شده و اتصال قوی تری در سمت غیر محوری نسبت به سمت محوری دارد. وقتی که وزن به پائین اندام حرکتی منتقل می شود استخوان پدالی به طور جزئی روی لبه محوری می چرخد و وزن افزایش یافته را به برجستگی خم کننده منتقل می کند. تحمل وزن افزایش یافته باعث فشار اضافی روی کوریوم شده و اگر کوریوم در یک حالت شکننده باشد به احتمال زیاد آسیب خواهد دید. فشردگی کوریوم بین برجستگی خم کننده استخوان پدالی در بالا و بافت شاخی در زیر منجر به ضرب دیدگی کوریوم می شود که این باعث تولید بافت شاخی معیوب شده و تغییرات روی سطح تحمل کننده از کف سم یک تا دو ماه بعد دیده خواهد شد.

طبیعت بافت شاخی معیوب بستگی به شدت آسیب اولیه کوریوم خواهد داشت:

*        اگر آسیب به کوریوم کم باشد فقط سرم از رگهای کوریوم خارج شده و با بافت شاخی در حال تشکیل ترکیب می شود در نتیجه رنگ بافت شاخی متمایل به زرد می شود.
*        اگر آسیب به کوریوم بیشتر باشد خون نیز از رگ های خونی کوریوم خارج شده و با بافت شاخی در حال تشکیل ترکیب شده و باعث ایجاد رنگ قرمز یا همان ضرب دیدگی می شود.
*        اگر آُسیب به کوریوم آنقدر شدید باشد که تولید بافت شاخی در زیر برجستگی خم کننده قطع شود یک زخم کف سم ایجاد می شود.
*        اگر یک التهاب عمومی در کوریوم اتفاق بیافتد معلق بودن استخوان پدالی در داخل سم از بین می رود و استخوان پدالی در داخل سم پائین می رود و کوریوم تغییر محل داده و تغییرات زیر اتفاق می افتد:
*     استخوان پدالی پائین آمده فشار بیشتری را روی کوریوم خصوصا زیر برجستگی خم کننده، پاشنه یا پنجه می گذارد و ممکن است  باعث ایجاد زخم کف سم، پاشنه یا پنجه شود.
*     تغییر محل خارجی کوریوم در ناحیه خط سفید باعث می شود که سیمان خط سفید ضعیف تر و عریض تر شده و خطر بیماری خط سفید افزایش یابد.
*     تغییر محل پشتی  کوریوم در ناحیه دیوار ممکن است باعث ایجاد تورم محدودی در بالای نوار تاجی شود.
*     تغییر محل جلویی – شکمی استخوان پدالی (حرکت به سمت پنجه) ممکن است یک شیار افقی در سمت داخلی بافت شاخی پاشنه ایجاد کند این یک علامت کلاسیک از بین رفتن معلق بودن استخوان پدالی و حرکت آن به سمت جلو می باشد.
معلق بودن ضعیف تر استخوان پدالی در سمت دیوار محوری در مقایسه با دیوار غیر محوری سبب می شود که لبه محوری استخوان پدالی خصوصا برجستگی خم کننده بیشترین تماس را با کوریوم کف سم داشته باشد. این همان ناحیه شناخته شده برای زخم کف سم می باشد یعنی تقاطع پاشنه و کف، متمایل به دیوار محوری می باشد. استخوان پدالی که در داخل سم فرو رفته است هرگز به موقعیت اولیه اش بر نمی گردد بعلاوه کوریوم که دچار نکروزایسکمیک شده، مناطق نکروز،با بافت فیبروز جایگزین می شود و بنابراین توانایی کمتری برای تولید بافت شاخی با کیفیت خوب در آینده خواهد داشت.

به عنوان یک نتیجه تلیسه هایی که دچار آسیب به کوریوم(کوریوسیس) در طول اولین شیرواریشان می شوند بیشتر مستعد به لنگش در شیرواریهای بعدیشان می شوند. برای مثال تلیسه هایی که در اولین شیرواریشان دچار لنگش بودند تقریبا با سه برابر احتمال بیشتری  در دومین شیرواریشان نسبت به تلیسه های سالم تحت کنترل دچار لنگش می شدند که این مثال اهمیت مدیریت قبل از زایش خصوصا در تلیسه ها را بیان می دارد.

تحت فشار بودن مداوم  کوریوم کف سم می تواند به تولید بافت شاخی با کیفیت ضعیف منجر شود که گاهی اوقات در گاوهای پیرتری که زخم های کف سم آنها بهبود نمی یابند، دیده می شود. در چنین حیواناتی بافت شاخی با کیفیت ضعیف و ضخامت کم  روی محل زخم سم ممکن است تشکیل شود و راس برجستگی خم کننده استخوان پدالی گاهی اوقات به عنوان یک برجستگی سخت ممکن است لمس شود.

درمان: زخم کف سم یک وضعیت فیزیکی ناشی از وارد آمدن ضربه به کوریوم شکننده می باشد و هدف از درمان به حداقل رساندن عوارض این ضربه است. قدم های اصلی برای درمان شامل:

*        با گود کردن محل زخم کف سم، تحمل وزن در این نقطه به حداقل می رسد.
*        برداشتن بافت شاخی کف کاذب اطراف محل زخم، تا بافت شاخی نکروتیک و عفونت حذف شود بنابراین بافت شاخی جدید اجازه تشکیل می یابد.
*        بافت جوانه ای بیرون زده باید برداشته شود.
*        بهتر است اندازه سم مبتلا به حداقل ممکن کاهش یابد که این تحمل وزن روی سم سالم را به حداکثر می رساند.
*        برای موارد پیشرفته تر یک بلوک  به سم سالم چسبانده می شود.
*        هیچ بانداژی برای زخم کف سم توصیه نمی شود و در مواردی که استفاده شده نتیجه عکس داده است.

instagram animalha instagram animalha telegram animalha telegram support

مجوزها

طراحی سایت
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار